آیا در جراحی سرطان پستان باید تمام سینه برداشته شود؟
سالیان متمادی سرطان پستان، کابوس روزمره بسیاری از زنان بود، ترس از مرگ و ترس از دست دادن پستان دو موضوعی بود که باعث میشد آرامش خاطر از بسیاری از بانوان گرفته شود. شاید حتی برای برخی از افراد از دست دادن پستان که یک اثر دائمی بر زیبایی فرد و احساس زنانگی او داشت از اصل بیماری ترسناکتر بود. در آن زمان حتی برای یک سرطان بسیار کوچک تمام نسج پستان برداشته میشد و یک نقص عضو دائمی برای بیمار ایجاد میشد. شاید امروز ما خوشبختیم که در آن زمان زندگی نمیکنیم ! البته انصاف این است که زحمات پزشکان آن دوره (فاصله سالهای قبل از 1976 میلادی) را بسیار گرامی بداریم چرا که منطق درمانی آن بر این اصل استوار بود که حفظ جان و سلامت بیمار از حفظ یک عضو بیمار مهمتر است. آنان خود را مأمور به این میدانستند که بیمار هر چه بیشتر زنده بماند، حال اگر در این مسیر نقص عضوی به بیمار تحمیل شود اتفاق مهمی در عالم نمیافتد!
این ایده که برای بیش از 100 سال بعنوان درمان استاندارد سرطان پستان در نظر گرفته میشد در حدود 35 سال پیش در کشورهای ایتالیا، آمریکا و کانادا به تدریج شکسته شد. گروه جدید جراحان نشان دادند که لازم نیست در همه موارد عضو را فدای سلامت بیمار کرد چرا که در بسیاری موارد حفظ این عضو در تضاد با سلامت بیمار نیست و لزومی ندارد که این عضو را، بی گناه قطع کرد! نتایج مطالعات این پزشکان نشان داد که میزان طول عمر و عود بیماری در گروهی که تحت عمل ماستکتومی (قطع کامل پستان) قرار گرفته بودند معادل کسانی بود که قسمتی از پستان آنها حفظ شده بود. اما هنوز یک مشکل اساسی وجود داشت و آن اینکه در بسیاری از موارد پستان حفظ شده، فرم پستان طبیعی را نداشت. این موضوع در حدی بود که حتی بیماران از فرط نازیبایی بقایای پستان باقیمانده، خود تقاضای ماستکتومی (قطع کامل پستان) را داشتند.
در حقیقت در این زمان اگر چه هدف اصلی امور درمانی بیمار بود ولی درشرایطی که از نظر کنترل بیماری حالت مشابهی وجود داشت ترجیح داده میشد که پستان بیمار حتی بصورت دِفورمه و فرورفته، حفظ شود. میشود حدس زد که این نتایج آنقدر مورد توجه بیماران و پزشکان قرار گرفت که طی حدود 30 سال، روز به روز به مواردی که امکان حفظ پستان بیمار وجود داشت افزوده میشد. علیرغم این پیشرفتها هنوز موضوع بد شکلی پستان بخصوص پس از درمان با اشعه (رادیوتراپی) موضوعی اساسی و محدود کننده برای این روشهای درمانی بود و طبیعتاً میبایست فکری میکرد.
از حدود 6 سال پیش ابتدا جراحان فرانسوی و سپس سایر جراحان در سراسر دنیا نگرش خود را به جراحی سرطان پستان تغییر دادند. در حقیقت آنچه باعث ایجاد تحولی اساسی در تکنیکهای جراحی پستان در سالهای اخیر شده است ماحصل همین تغییر نگرش است بدین معنی که امروزه عقیده بر این است که برای بیمار مبتلا به سرطان پستان که بخاطر وجود بیماری سرطانی دچار ضربه روحی شدیدی شده است میبایست کاری کرد که او کمترین رنج را پس از جراحی پستان ببرد. حتی برخی جراحان پا را از این نیز فراتر گذاشتهاند و معتقدند این صدمه روحی ناشی از پی بردن به بیماری سرطانی را باید با زیباتر کردن پستان مبتلا در درجه اول و هر دو پستان در نهایت، جبران نمود. به لطف این تغییر نگرش بود که سعی شد تکنیکهای جراحی زیبایی پستان در درمان سرطان پستان بکار گرفته شود، پس از آن با پیشرفت این تکنیکها و با توجه به محدودیتهایی که روشهای جراحی زیبایی داشت، تکنیکهای اختصاصی دیگری پا به عرصه جراحی گذاشت که از آن با نام جراحیهای انکوپلاستیک نام برده میشود. کلمه انکوپلاستیک متشکل از دو کلمه انکو (به معنی سرطان) و پلاستیک (به مفهوم زیبایی و ترمیمی) است. این تکنیکها که با هدف توأم سازی جراحیهای زیبایی پستان در درمان سرطان پستان است روز به روز در حال گسترش است. شاید به جرأت بتوان گفت که این تحول باعث شده است کیفیت زندگی بسیاری از بیماران بمراتب بالاتر رفته و وجود بیماری سرطانی در بیمار را برای بیمار قابل تحمل تر کرده است. در این روشها علاوه بر حفظ شکل ظاهری و زیبایی پستان نسج بیشتری از اطراف تومور برداشته میشود و پر واضح است که از نظر سرطان شناسی نیز احتمال عود وبروز مشکلات ناشی از سرطان برای بیمار بمراتب کمتر است و بنابر این ارزش این جراحیها در کنترل بیماری مشابه ماستکتومی یا برداشتن پستان است.
اما برای خوانندگان این مقاله جالب این است که بدانند آیا این تکنیکها در کشور ما نیز توصیه میشود؟ آیا تجهیزات لازم برای انجام آن وجود دارد؟ آیا نتایج این جراحیها در کشور ما نیز قابل قبول بوده و این روشها در کشور ما نیز قابل توصیه است؟
واقعیت این است که انجام این روشها در کشور ما در مراکز محدودی مقدور شده است و با کیفیتی دقیقاً مشابه کشورهای ابداع کننده این روشها انجام میشود. البته متاسفانه تعداد افرادی که در کشورمان دوره فوق تخصصی مربوطه را گذرانیده باشند هنوز بسیار کم و حتی به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسند و به همین دلیل است که متاسفانه هنوز هستند پزشکانی که نه از روی نداشتن اطلاعات کافی (زیرا خود نیز می دانند که این نوع درمان نتایج بسیار عالی دارد) بلکه از آنجایی که تبحر کافی برای انجام این نوع جراحی ها ندارند به بیماران خود توصیه می کنند که برداشتن تمام پستان در جراحی سرطان این عضو بهتر است. البته امید است با گسترش این آموزه ها شاهد پیشرفت قابل توجه در درمان سرطان پستان در گشور باشیم.
در پایان آنچه حائز اهمیت است این نکته است که برای بهرهمندی از درمانهای به روزتر و استفاده از دست آوردهای علمی لازم است میزان اطلاعات بیماران و پزشکان ارتقاء یابد. متاسفانه در کشور ما هنوز هستند پزشکانی که بعلت به روز نبودن اطلاعاتشان، نمیتوانند بهترین توصیه را به بیمارانشان ارائه کنند. از نظر این پزشکان هنوز بهترین درمان سرطان پستان ماستکتومی (برداشتن کامل پستان) است حال آنکه باید پذیرفت " دوره ماستکتومی بعنوان درمان ارجح در حال اتمام است" .