|
جراحي انكوپلاستي، تلفیق زیبایی در درمان سرطان سینه
آیا هنوز برداشتن تمام پستان تنها چاره درمان سرطان پستان است ؟
سرطان پستان بعنوان شایعترین سرطان در بانوان در تمام دنیا از اهمیت فوق العادهای برخوردار است. در ایران نیز همانند سایر کشورها، این بیماری علاوه برتحمیل بار زیاد به سیستم بهداشت و درمان کشور باعث رنج و ناراحتی بسیاری از بانوان میشود. نگاهی به آمار ابتلا هر 9 زن یک زن و نیز سن ابتلا پایین تر در ایران نشان میدهد که لازم است توجه ویژهتری به این موضوع در ایران انجام شود.
معمولاً هر گاه صحبت از توجه ویژه به یک موضوع میشود، در ذهن اغلب افراد، توجه از سوی دولت یا وزارت بهداشت تداعی میشود ولی آیا لازم نیست بیماران نیز مشمول این توجه ویژه باشند، توجه ویژه در تشخیص ، توجه ویژه در درمان و توجه ویژه در بازتوانی و سایر جنبههای این بیماری مهم. اولین جنبه از این "توجه" آشنایی با آخرین دست آوردهای علمی در این زمینه است. بدیهی است اغلب این دست آوردها به زبان خارجی بوده و امکان دسترسی عموم مردم به این اطلاعات محدود است و لذا در این نوشته سعی بر این است که با زبانی ساده اطلاعات جامعی در خصوص درمان جراحی سرطان پستان در اختیار قرار گیرد.
سالیان متمادی سرطان پستان، کابوس روزمره بسیاری از زنان بود، ترس از مرگ و ترس از دست دادن پستان دو موضوعی بود که باعث میشد آرامش خاطر از بسیاری از بانوان گرفته شود. شاید حتی برای برخی از افراد از دست دادن پستان که یک اثر دائمی بر زیبایی فرد و احساس زنانگی او داشت از اصل بیماری ترسناکتر بود. در آن زمان حتی برای یک سرطان بسیار کوچک تمام نسج پستان برداشته میشد و یک نقص عضو دائمی برای بیمار ایجاد میشد. شاید امروز ما خوشبختیم که در آن زمان زندگی نمیکنیم ! البته انصاف این است که زحمات پزشکان آن دوره (فاصله سالهای قبل از 1976 میلادی) را بسیار گرامی بداریم چرا که منطق درمانی آن بر این اصل استوار بود که حفظ جان و سلامت بیمار از حفظ یک عضو بیمار مهمتر است. آنان خود را مأمور به این میدانستند که بیمار هر چه بیشتر زنده بماند، حال اگر در این مسیر نقص عضوی به بیمار تحمیل شود اتفاق مهمی در عالم نمیافتد!
این ایده که برای بیش از 100 سال بعنوان درمان استاندارد سرطان پستان در نظر گرفته میشد در حدود 35 سال پیش در کشورهای ایتالیا، آمریکا و کانادا به تدریج شکسته شد. گروه جدید جراحان نشان دادند که لازم نیست در همه موارد عضو را فدای سلامت بیمار کرد چرا که در بسیاری موارد حفظ این عضو در تضاد با سلامت بیمار نیست و لزومی ندارد که این عضو را، بی گناه قطع کرد! نتایج مطالعات این پزشکان نشان داد که میزان طول عمر و عود بیماری در گروهی که تحت عمل ماستکتومی (قطع کامل پستان) قرار گرفته بودند معادل کسانی بود که قسمتی از پستان آنها حفظ شده بود. اما هنوز یک مشکل اساسی وجود داشت و آن اینکه در بسیاری از موارد پستان حفظ شده، فرم پستان طبیعی را نداشت. این موضوع در حدی بود که حتی بیماران از فرط نازیبایی بقایای پستان باقیمانده، خود تقاضای ماستکتومی (قطع کامل پستان) را داشتند.
در حقیقت در این زمان اگر چه هدف اصلی امور درمانی بیمار بود ولی درشرایطی که از نظر کنترل بیماری حالت مشابهی وجود داشت ترجیح داده میشد که پستان بیمار حتی بصورت دِفورمه و فرورفته، حفظ شود. میشود حدس زد که این نتایج آنقدر مورد توجه بیماران و پزشکان قرار گرفت که طی حدود 30 سال، روز به روز به مواردی که امکان حفظ پستان بیمار وجود داشت افزوده میشد. علیرغم این پیشرفتها هنوز موضوع بد شکلی پستان بخصوص پس از درمان با اشعه (رادیوتراپی) موضوعی اساسی و محدود کننده برای این روشهای درمانی بود و طبیعتاً میبایست فکری میکرد.
از حدود 6 سال پیش ابتدا جراحان فرانسوی و سپس سایر جراحان در سراسر دنیا نگرش خود را به جراحی سرطان پستان تغییر دادند. در حقیقت آنچه باعث ایجاد تحولی اساسی در تکنیکهای جراحی پستان در سالهای اخیر شده است ماحصل همین تغییر نگرش است بدین معنی که امروزه عقیده بر این است که برای بیمار مبتلا به سرطان پستان که بخاطر وجود بیماری سرطانی دچار ضربه روحی شدیدی شده است میبایست کاری کرد که او کمترین رنج را پس از جراحی پستان ببرد. حتی برخی جراحان پا را از این نیز فراتر گذاشتهاند و معتقدند این صدمه روحی ناشی از پی بردن به بیماری سرطانی را باید با زیباتر کردن پستان مبتلا در درجه اول و هر دو پستان در نهایت، جبران نمود. به لطف این تغییر نگرش بود که سعی شد تکنیکهای جراحی زیبایی پستان در درمان سرطان پستان بکار گرفته شود، پس از آن با پیشرفت این تکنیکها و با توجه به محدودیتهایی که روشهای جراحی زیبایی داشت، تکنیکهای اختصاصی دیگری پا به عرصه جراحی گذاشت که از آن با نام جراحیهای انکوپلاستیک نام برده میشود. کلمه انکوپلاستیک متشکل از دو کلمه انکو (به معنی سرطان) و پلاستیک (به مفهوم زیبایی و ترمیمی) است. این تکنیکها که با هدف توأم سازی جراحیهای زیبایی پستان در درمان سرطان پستان است روز به روز در حال گسترش است. شاید به جرأت بتوان گفت که این تحول باعث شده است کیفیت زندگی بسیاری از بیماران بمراتب بالاتر رفته و وجود بیماری سرطانی در بیمار را برای بیمار قابل تحمل تر کرده است. در این روشها علاوه بر حفظ شکل ظاهری و زیبایی پستان نسج بیشتری از اطراف تومور برداشته میشود و پر واضح است که از نظر سرطان شناسی نیز احتمال عود وبروز مشکلات ناشی از سرطان برای بیمار بمراتب کمتر است و بنابر این ارزش این جراحیها در کنترل بیماری مشابه ماستکتومی یا برداشتن پستان است.
البته باید دانست که در مواردی- که روز به روز محدودتر میشود - هنوز ماستکتومی درمانی صحیح و کامل است ولی همانگونه که ذکر شد این بیماران معمولاً کمتر از بیماران را تشکیل میدهند. هنوز در مواردی مثل جهشهای ژنی باعث ایجاد سرطان، تودههای چند کانونی، تومورهای بسیار پیشرفته و چند مورد محدود دیگر ماستکتومی قابل توصیه است. حتی در این موارد نیز جراحی ماستکتومی بهتر است همراه با بازسازی پستان با نسج طبیعی یا پروتز باشد که توضیح در مورد آن خود مقالهای جداگانه است.
اما برای خوانندگان این مقاله جالب این است که بدانند آیا این تکنیکها در کشور ما نیز توصیه میشود؟ آیا تجهیزات لازم برای انجام آن وجود دارد؟ آیا نتایج این جراحیها در کشور ما نیز قابل قبول بوده و این روشها در کشور ما نیز قابل توصیه است؟
واقعیت این است که انجام این روشها در کشور ما نه تنها مقدور شده است و با کیفیتی دقیقاً مشابه کشورهای ابداع کننده این روشها مانند فرانسه انجام میشود بلکه با مورد توجه قرار دادن موارد دیگری که در ادامه به آن شاره میشود تأکید بیشتری بر انجام این روشها در كشورمان وجود دارد.

1. متاسفانه سن ابتلا بیماران به سرطان پستان – طبق آمار چاپ شده – بین 10 تا 12 سال کمتر از کشورهای غربی است. این موضوع حاکی از این است که تعداد بیماران جوانتر در کشور ما بطور نسبی بیشتر است. بدیهی است که هر قدر سن فرد پایینتر باشد احساس نیاز او بطور کلی به حفظ پستان و زیبایی آن بیشتر است و این باعث شده است که توصیه بکار گیری این روشها در کشورمان بیشتر و بیشتر شود.
2. نقش محوری زنان در جامعه ایرانی و تأثیر سلامت جسمی و روانی آنان در خانوادههای ایرانی بی بدیل است. اگر بپذیریم که بنیان کانون خانواده در کشورمان در مقایسه با سایر کشورها محکمتر است (که این حقیقتی انکار ناپذیر است) نقش مادر خانواده در این بین غیر قابل چشم پوشی است. همه میدانیم که در خانوادههایی که زن ایرانی در آن متالم و رنجور باشد، آسیبهای روانی و اجتماعی راه بازتری برای صدمه زن به آن خانواده را پیدا میکنند. بنابر این هر اقدامی که باعث شود این محوریت، سالم تر بوده و همطراز با آن احساس سلامت بیشتری داشته باشد، میتواند نقش مهمی در سلامت روانی خانواده و اجتماع ایفا کند. جراحیهای انکوپلاستیک پستان قدمی در حفظ سلامت جسمی و روانی بانوان مبتلا بوده و از این منظر در کشور ما اهمیت ویژهتری دارند.
در پایان آنچه حائز اهمیت است این نکته است که برای بهرهمندی از درمانهای به روزتر و استفاده از دست آوردهای علمی لازم است میزان اطلاعات بیماران و پزشکان ارتقاء یابد. متاسفانه در کشور ما هنوز هستند پزشکانی که بعلت به روز نبودن اطلاعاتشان، نمیتوانند بهترین توصیه را به بیمارانشان ارائه کنند. از نظر این پزشکان هنوز بهترین درمان سرطان پستان ماستکتومی (برداشتن کامل پستان) است حال آنکه باید پذیرفت " دوره ماستکتومی بعنوان درمان ارجح در حال اتمام است" .
|